تبلیغات
تا شقایق ..
تا شقایق ..
قالب وبلاگ

میگویند : روزه دار ها هیچوقت معنی گرسنگی را
نمی فهمند ، چون به افطار امید دارند
میگویم :
روزه ندارها چطور!؟

آنها که پیوسته می خورند و می آشامند،
حال گرسنگان را میفهمند!!؟





قطعا تبداری که تا پای مرگ رفته،
حال بیماران دیگر را بهتر درک خواهد کرد
هر چند به سلامتی خود امید دارد...



طبقه بندی: متن های زیبا،
[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 11:58 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
دقت کردین میوه آرایی چقد زیاد شده!؟
یهو منو جو گرفت ، تصمیم گرفتم دچار شکوفایی استعداد بشم
واسه همین رفتم سراغ هندونه تو یخچال D:



وسط کارم آقای همسر اومده میگه چرا هندونه رو اینجوری کردی!؟
ولی آخرش یه عکس از هندونه نازنینم گرفت!
نظر خواهر شوهرم و نگم بهتره!!

.
.
به نظر خودم که برای اولین بار بد نشده،نه!؟



طبقه بندی: پست های شخصی،
[ چهارشنبه 19 خرداد 1395 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
تو زمستون سال پیش یه شب
خواستم برم بچه رو بخوابونم که متوجه شدم بوی خوشی از پوشکش میاد
داشتم میبردمش که بشورم
برق رفت!!!!!!
گوشی من دو درصد شارژ داشت!
چراغ شارژی رو هم پیدا نمیکردم
نگو کارگری که اومده بود کف سرویس بهداشتی و سیمان کنه چراغ رو از آقای همسر گرفته بود
و همونجا گذاشته بود
چراغ شارژی در کمال متانت به من لبخند میزد میگفت :
نمیتونی منو برداری؟(^_^)
رفتم سراغ چراغ گردسوز قدیمی رو میز
گفتم بذار روشنت کنم ببینی فقط واسه قشنگی اینجا نگذاشتمت
در کمال ناباوری فیتیلش بالا نمیومد!!
مگه میشهههههه!؟
.
.
اگه سوال براتون پیش اومده محمدرضا(پسرم) در تمام این لحظه ها چی کار میکرد،
وایساده بود جلو جا کفشی هر ماشینی رد میشد
نورش می افتاد تو خونه هرهر میخندید D:
اصلا براش مهم نبود که باسن مبارکش داره میسوزه!!
.
.
در نهاییییت چشمم افتاد به جا شمعی که دوستم بهم هدیه داده بود
نورش کم بود اما اونقدی بود که بتونم برم بالا بشورمش
.
.
اون شب به خیر گذشت
ولی واقعیت اینه که یه دوست خوب
هدیه اش هم میتونه مثل خودش تو لحظه های بحرانی به دادت برسه
همیشه شاد باشی دوست خوبم..




طبقه بندی: پست های شخصی،
[ پنجشنبه 13 خرداد 1395 ] [ 10:08 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]

یه هفته پیش
هوا گرم بود شدید،
نزدیک صبح یهو چنان سرد شد که تو خواب قافل گیر شدیم !
وروجکم سرما خورد شدید
مث کلاه قرمزی ،وقتی میخواد صحبت کنه میاد تو دهن آدم
حالا مگه میشه به بچه بفهمونی انتقال ویروس یعنی چی!؟
خلاصه منم ازش گرفتم
قبلا ها خیلی شدید سرما میخوردم
جالب اینجاست که وقتی بچه ات مریض میشه
مریضی خودت یادت میره
سرماخوردگیه هر چی منتظر میمونه میبینه تحویلش نمیگیرم
بی نوا تو همون مراحل اول مریضی خودش و خفه میکنه
باور نکردنیه ولی از وقتی بچه دار شدم دیگه شدید سرما نخوردم!!






طبقه بندی: پست های شخصی،
[ سه شنبه 11 خرداد 1395 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]


هوای جمکران تو دل ما را هوایی کرد
دلم را گنبد فیروزه ای رنگی طلایی کرد

من از شب‌های کوه خضر زیباتر نخواهم دید
از آنجا هم حرم هم جمکران را میتوان بوسید

اگر چه مردم دنیا سراسر دوستت دارند
ولیکن اهل قم یک جور دیگر دوستت دارند

خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست
کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران پیداست

اگر هر جای دنیایم دلم در یک خیابان است
همیشه نیمه شعبان دلم در چهار مردان است

خیابانی که دل سرمست یوسف میشود در آن
و با اصرار هی شربت تعارف میشود در آن

به پای دل به شوق دیدن دلدار خواهم رفت
پیاده از حرم با گریه تا گلزار خواهم رفت

حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد
و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد

منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست؟
تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست

و می‌دانم مرا که دل به تو بستم تو میبینی
اگر چه اهل پایین شهر قم هستم تو میبینی

و می‌دانم که حتمأ سر به ما هم میزنی آقا
تو حتی سر به جشن بچه‌ها هم میزنی آقا

چه می‌شد باز کودک می‌شدم با شور دلتنگی
دوباره کوچه را تزئین کنم با کاغذ رنگی

و می‌خواند تو را حتی نگاه بچه‌ها آقا
برای کودکان چشم بر راهت بیا آقا

سید حمید رضا برقعی





طبقه بندی: اشعار،
[ یکشنبه 2 خرداد 1395 ] [ 01:30 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
دیروز یه اس ام اس برام اومد از شماره 0916714...
که متنش این بود:
"حاجی سلام
مو سیداحمدم.
حقیقت عموم با گوسفنداسکه طلا با مسجمه قدیمی طلا پیدا کرد
به عزا سید شهدا به دستهای بریده ابولفضل راستمیگوم
ترسیدم کسی پیشت بامنتذر زنگت هسم."

منم جواب دادم: اولا منتذر نه و منتظر دوما من حاجی نیستم اشتباه گرفتی!
راستش اولش فک کردم یه بی نوا واقعا اس ام اس و اشتباه فرستاده نگو قضیه کلاهبرداریه!!
تازه فهمیدم عین همین متن و برای بابام هم فرستاده بودن

پلیس اگه تلفنی شکایت و ازم قبول میکرد خوب میشد،
من که واسه دندون پزشکی رفتنم وقت ندارم چه برسه به این کارها
حالا که نمیشه به پلس گفت پیگیری کنه همین جا اطلاع رسانی میکنم که اگه به شما هم از این پیامها رسید جواب ندین

منه دیوانه رو بگو که ازشون غلط املایی هم گرفتم (^_^)



طبقه بندی: پست های شخصی،
[ دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ] [ 07:42 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
پسرم حدود 29 ماهشه،
از یه ماه پیش دارم تلاش میکنم از پوشک بگیرمش هنوز موفق نشدم
خانواده آقای همسرم گیر دادن که از پوشک بگیرش دیگه...
منم هر دفعه توضیح میدم که همکاری نمیکنه
ولی نمیدونم چرا توجیه نمیشن!!
یعنی به جایی رسیدم که هر پسری و میبینم
تو دلم میگم : مامانش چقد عذاب کشیده دستشویی کردن و بهش یاد بده!!
انقد فشار عصبی بهم وارد شده ، دارم دیوونه میشم احتمالا...!




طبقه بندی: پست های شخصی،
[ شنبه 25 اردیبهشت 1395 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
رضا صادقی یه آهنگی خونده بود که میگفت " نبودت یه درده بودنت یه درده ..."
آخ که بعضی آدمها بد جوری مشمول این حال هستن
ایشالا هیچ وقت تو زندگیتون از این آدمها نباشه
.
.
.
پیرت میکنن





طبقه بندی: پست های شخصی،
[ چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ] [ 04:17 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]

سال 93 فارق التحصیل شدم دیروز موفق شدم "حالا باشه واسه بعد و کنار بذارم" و برم دانشگاه مدرکم و بگیرم،

بابا مامانم خیلی خوشحال بودن ،نمیدونم چرا !؟

وقتی نمیتونم برم سر کار چه اهمیتی داره واقعا !!!!

وقتی میخواستم برم دانشگاه فکر میکردم خیلی دلم برای دانشگاه تنگ شده اما وقتی صبح زود بیدار شدم که به سرویس برسم فهمیدم اصلا دلم تنگ نشده

چطور ممکنه آدم به خاطر شبهای امتحان ، از صبح تا شب کلاس ، خوابگاه و.. بخواد دلش تنگ بشه

خاطرات خوبش و به بدیهاش بخشیدم

دلتنگی که هیچ ، منطقیش اینه که بگم : همون بهتر تموم شد رفت پی کارش :)




طبقه بندی: پست های شخصی،
[ دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ] [ 04:11 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]

یه حرف هایی و انقد شنیدی که به نظر کلیشه ای میاد و زیاد بهش اهمیت نمیدی،البته زمانی که خودت بهش بر بخوری و با تمام وجود درکش کنی دیگه وضع فرق میکنه

مثل اینکه میگن قبل از خرید خونه ببین همسایه ات کیه..

یه همسایه داریم ...

هفت صبح از خواب پریدم،فک کردم زلزله اومده!!!!

فک کنم دارن وسایل خونه رو جا به جا میکنن،هر چند وقت یه بارم یه ظرف از پنجره پرت میکنن بیرون میشکنه،با اینکه عزادارن صدای ضبط و زیاد کردن آهنگ گوش میدن!!!

همسایه سمت چپ ماست،سه طبقه است،یه طبقه دخترش،یه طبقه پسرش،یه طبقه مامانشون

پسره هر چند وقت یه بار یه دعوا تو کوچه راه میندازه

میترسم برم تذکر بدم

بچه ام خوابیده ،فقط نگران اونم،خدا رو شکر هنوز بیدار نشده

ای کاش یه آدم پر رو و بی کله بودم

بعدا نوشت:

حالا که لنگه ظهر شده و ملت بیدار شدن ، پلیس اومد معلوم شد قضیه یه دعوای خانوادگیه

پلیس رفت..گفت چون خانوادگیه باید ازشون شکایت بشه و ..

تا این مراحل طی بشه همدیگه رو نکشن خوبه!!!!

نتیجه اخلاقی تا اینجا اینه که اگه تو موقعیت من قرار گرفتین متین باشین(^_^)

هنوز دارن وسایل خونه رو به سمت هم پرتاب میکنن




طبقه بندی: پست های شخصی،
[ یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 28 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ



یکی مثل همه
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • ارز
  • آریس موب
  • ضایعات