تبلیغات
تا شقایق ..
تا شقایق ..
قالب وبلاگ
کنار بچه ام خوابیده بودم که خوابش ببره
حس کردم لباسم تکون خورد
فک کردم پای محمدرضا بهم خورده
چند لحظه بعد یه چیزی از رو دستم رد شد
یعنی با یه سرعتی پریدم چراغ و روشن کردم که باور نمیکنید
یه سوسک گنده داشت در میرفت
خیلی ترسیده بود،همچین پریشون و سریع در میرفت اصلا نمیتونستم بزنمش
یهوووو
غیب شد
محمد رضا شاد و خوشحال از اینکه چراغ ها روشن شده پاشده بود شیطونی میکرد!!
همه جا رو گشتم مگه پیدا میشد!!!
آخر تمام نقاط دور از دسترس و پودر سوسک کش ریختم و تصمیم گرفتم جمع کنیم بریم بالا بخوابیم
داشتم از پله ها میرفتنم بالا که دیدم  جناب سوسک رو پله ها تشریف دارن
کشتمش
در تمام این مراحلم جناب همسر فقط گاهی چشمش و باز میکرد ببینه سوسک پیدا شده یا نه
تازه بعد از کشتنش فهمیدم چقد حالم بده!!!!
رفتم واسه خودم آب قند درست کردم


طبقه بندی: پست های شخصی،
[ سه شنبه 19 مرداد 1395 ] [ 03:38 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ




یکی مث همه
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • ارز
  • آریس موب
  • ضایعات