تبلیغات
تا شقایق ..
تا شقایق ..
قالب وبلاگ
ساعت ده یکی زنگ در و زد
کیه؟
چند لحظه میاید دمه در لطفا !!
در و که باز کردم یه پلیس از این لباس سبز کم رنگها دمه در بود
چند لحظه هیچی نگفت همینطور نگاه میکرد
یعنی ترسیدمااااااااااا
گفت این همسایه تون(همون همسایه بدمون منظورش بود) 27 تیر دعوا کرده،شما چی دیدی؟
در همین حین که داشتم میگفتم والا این آقا همیشه دعوا میکنه نمیدونم کدوم و میگین تو ذهنم داشتم میگشتم ببینم چی پیدا میکنم
واااااای اصلا هیچی یادم نمیومد
قبلا حافظه بهتری داشتم!!!
بهش گفتم من دعوا که میشه از خونه بیرون نمیام میترسم
فقط سر و صدا و داد بیداد میومد دیگه چیزی ندیدم
بی چاره ها خبر نداشتن سراغ یه آلزایمری اومدن
پلیسه پوشه ای که دستش بود داد به من گفت هر چی دیدی بنویس امضا کن
رفتم تو خونه
من که چیزی یادم نمیومد بنویسم پوشه رو باز کردم ببینم دیگران چی نوشتن
دیدم هیچ چیز به درد بخوری پیدا نمیشه
مزخرفات خودم و نوشتم تحویلشون دادم
پلیسه نوشته هامو دید گفت همین
گفتم وقتی چیزی ندیدم همینم خیلیه
حالا جناب شوهر اومده بهش ماجرا رو گفتم میگه همون دعوایی و میگفتن که تو میگفتی فلان شد و ...
میگم پس چرا من یادم نمیاد!؟
میگه چه توقعایی از خودت داری
ما اینیم دیگه


طبقه بندی: پست های شخصی،
[ پنجشنبه 21 مرداد 1395 ] [ 04:14 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ



یکی مثل همه
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • ارز
  • آریس موب
  • ضایعات