تبلیغات
تا شقایق ..
تا شقایق ..
قالب وبلاگ

بابام اومده میگه قانون جدید راهنماییو رانندگی رو شنیدی ؟
گفتم: نه گفت: تصویب کردن از این به بعد اونایی که بنزین نمی زنن غلط میکنن ماشینو ببرن بیرون !
.
.
.
فقط یه پسر ایرانی میتونه بازی ای که صبح دانلود کرده
تا شب به پایان برسونه و بعد بشینه حذفش کنه
دوتا فوشم به سازندش بده با این مضمون که از صبحه مارو علاف کردی!
.
.
.
دیشب یه پشه ی کصافط بهم خندید و گفت:
آخرش که چی؟
تا صبح که نمیتونی سرت رو زیر پتو نگه داری!



طبقه بندی: طنز،
[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]


تو نیستی
اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم که نبودی
برایت بلیط سینما گرفتم
دوست داری بخند
دوست داری گریه کن
و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم
دیگر چه فرق می کند
باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم.

«رسول یونان»



طبقه بندی: اشعار،
[ دوشنبه 24 فروردین 1394 ] [ 07:40 ق.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
دلم میخواد معلم بشم اما فعلا دستم بنده
یعنی انقد دستم بنده که حتی وقت نکردم برم دانشگاه مدرکم و بگیرم !!
نه به اون روزا که از بی کاری نمی دونستم چی کار کنم نه به حالا که واسه خودمم وقت ندارم
راستی کسی میدونه چطوری میشه استخدام آموزش و پرورش شد!؟



طبقه بندی: پست های شخصی،
[ جمعه 21 فروردین 1394 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
خواب دیدم تو ماشین داریم از یه جاده برفی کوهستانی رد میشیم
یهو ماشین منحرف شد رفتیم تا دره
همین طور که ماشین داشت از شیب تند پایین میرفت
داشتم فک میکردم چقد راحت عمرم تموم شد!
به همین سادگی!
حالم گرفته
از وقتی این خواب و دیدم رو هوام
دارم فک میکنم آدم مریض بشه بهش بگن حدودا کی میمیره خیلی بهتر از اینه که یهویی غافلگیر بشه



طبقه بندی: پست های شخصی،
[ چهارشنبه 19 فروردین 1394 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]

عجب رسمیه رسم زمونه

خونه مون عیدا پر مهمونه

می رن مهمونا از اونا فقط

آشغالِ میوه به جا می مونه !

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟

کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز

گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

عطرش پیچیده تا آشپزخونه

شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه

می رن مهمونا از اونا فقط

جعبه ی خالی به جا می مونه !

از بس خونه رو به هم می ریزن

آدم مثل خر تو گِل می مونه

یکی نیست بگه خداوکیلی

جای پوست پسته توی قندونه ؟!

قند نصفه ی عموجون هنوز

خیس و لهیده ته فنجونه

حالا خداییش قندش مهم نیست

کنار اون قند نصف دندونه !

می رن مهمونا از اونا فقط

نصفه ی دندون به جا می مونه !

پسته ی خندون ، بادوم شیرین

فندق در باز ، مال مهمونه

« پرسید زیر لب یکی با حسرت » :

که از این آجیل، به غیر از تخمه،

واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟



طبقه بندی: اشعار، طنز،
[ دوشنبه 3 فروردین 1394 ] [ 01:11 ب.ظ ] [ zohreh ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ



یکی مثل همه
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

  • ارز
  • آریس موب
  • ضایعات